بازگشت به آغوش اهریمن |‌ نقد بازی The Evil Within 2

author image by Dark Master | نقد و بررسی | 0 دیدگاه | ۰۳ آذر ۱۳۹۶ | 101 بازدید

بازگشت به آغوش اهریمن |‌ نقد بازی The Evil Within 2

نقد از Behi13

بعد از سه سال عنوان مورد انتظار «شیطان درون ۲» عرضه شد . اینبار استاد ژانر وحشت ، شینجی میکامی که در قسمت قبلی به عنوان کارگردان نقشش را در تولید بازی ایفا کرده بود ، اینبار به عنوان تهیه کننده قرارگرفته و کارگردانی بازی به دست شخص دیگری افتاده است . حال باید دید که آیا قسمت دوم از قسمت اول بهتر شده و یا پسرفت کرده است . در ادامه با نقد The Evil Within 2 همراه باشید.

بازی از جایی شروع می شود که شخصیت جذاب و دوست داشتنی قسمت قبل یعنی “سباستین کاستیانوس” پس از اتفاقات تیمارستان “بیکِن” ، خانواده اش در یک آتش سوزی گرفتار شده و “سباستین” دخترش را از دست می دهد . سپس با از دنیا رفتن دختر ، همسر “سباستین” او را ترک می کند و “سباستین” ناامیدانه به زندگی خودش ادامه می دهد تا اینکه یکی از شخصیت های قسمت قبلی ، “جولی کیدمن” او را پیدا کرده و به او امیدی به زندگی می دهد ، امیدی برای پیدا کردن دختر فوت شده اش که به نظر می رسد وی از دنیا نرفته و زنده است ، منتهی در دنیای “استم”_دنیایی که تمامی ذهن ها به هم متصل می شوند و در یک دنیای خیالی به زندگی بدون درد و رنج ادامه می دهند_ که در دستان سازمان مخفی “موبیِس” قرار دارد به عنوان هسته اصلی قرار گرفته است . به همین دلیل کاراگاه “سباستین کاستیانوس” باید دوباره و اینبار به خواست خودش وارد دنیای “استم” شود تا دخترش را نجات دهد .
مقدمه داستان بسیار زیبا و عالی و ساده است . اما داستان بازی همین روند را طی نمی کند. پس از شکست دادن شخصیت منفی اول که “استفانو” نام دارد ، داستان به قدری پیچ می خورد که سوالات زیادی را برایتان ایجاد می کند . داستان بازی تا انتها به یک سری سوالات جواب های قانع کننده می دهد ولی برای اکثر آنها جوابی ندارد.درواقع داستان به ظاهر زیبا و جذاب اما پر حفره و دست و پا شکسته است . البته باید بگم که به نسبت قسمت قبلی که با اتمام بازی به شکل علامت سوالی بزرگ تبدیل می شدید ، بد و به هم ریخته نیست ولی آن چینش مورد نیازش را ندارد .
بازی دارای ۴ شخصیت منفی می باشد که اولین آنها که در بازی خودش را نشان می دهد ، “استفانو” نام دارد. یک ایتالیایی عاشق هنر که از ریختن خون و منفجر کردن سر مردم بیگناه ترسی ندارد و تمام تلاشش را می کند که با به دست گرفتن قدرت “هسته” دنیای “استم” _ یا همان دختر “سباستین کاستیانوس” که “لیلی” نام دارد_ ، این دنیا را به شکل هنرمندانه ای که خودش دوست دارد بسازد و برای اینکار هرکاری می کند زیرا در دنیای واقعی به کارهای او اهمیت داده نشده بوده است .
شخصیت بعدی “پدر تئودور” نام دارد که “استفانو” به او خدمت می کرده است. نکته نه چندان جذاب این است که “پدر تئودور” نیز هم قصد دارد با دست گرفتن قدرت “هسته” ، دنیای خیالی را تصاحب کرده و آنگونه خودش می خواهد بسازد.

این قسمت دارای اسپویل است !
شخصیت سوم “مایرا” نام دارد. او همسر “سباستین کاستیانوس” می باشد که ناخواسته به شخصیت منفی داستان تبدیل شده است. وی برای اینکه از دخترش “لیلی” در دنیای “استم” محافظت کند به این دنیا آمده تا تمام تلاشش را بکار گیرد اما کم کم به شخصیت منفی تبدیل می شود ، توسط چه کسی؟ معلوم نیست . چرا به شخصیت منفی تبدیل شده است؟ معلوم نیست .

شخصیت چهارم رئیس سازمان “موبیِس” بوده که هیچ پردازشی روی شخصیت وی صورت نمی گیرد و به شکل کاملا ناگهانی در پایان بازی حضور پیدا می کند و کشته می شود . همین
از داستان بازی که بگذریم به سراغ گیم پلی بازی می رویم . گیم پلی بازی دقیقا همان گیم پلی نسخه قبلی بوده با یکسری جزئیات بیشتر . اینبار به جای فانوس یک چراغ قوه در اختیار دارید تا هرکجا نیازش داشتید از آن استفاده کنید . همچنین سلاح های موجود در بازی مانند قسمت قبلی یک سلاح کمری ، یک شاتگان ، یک کراسبو(زوبین یا کمان صلیبی) و به جای سلاح تک تیرانداز ، یک سلاح خودکار می باشد. در قسمت قبلی کراسبو مورد نظر تنها یک نوع تیر را شلیک می کرد اما در این نسخه نه تنها تیر های عادی را در اختیار دارید ، بلکه تیر هایی چون : شوک الکتریکی ، انفجاری ، دودی و یخی را هم دارید که کاربردشان را می توانید از روی اسمشان متوجه بشید .
همچنین وجود سلاح خودکار و بیشتر شدن مهمات باعث شده که بازی کمی از ترس خودش را کم کند و بیشتر اکشن شود . بازی آن تم ترس خودش را دارد ولی نه هر زمان. برای مثال در بعضی قسمت ها شما باید تمام دشمنان را از پا دربیاورید تا مسیر برای شما باز شود و برعکس ، در قسمتی که باید آثار هنری “استفانو” را نابود کنید هیچ دشمنی وجود نداشته و به قدری بازی ترسناک می شود که اندازه ندارد .
در نسخه قبلی با بازی کاملا خطی رو به رو بودیم اما در این قسمت قضیه فرق کرده وبازی به یک عنوان “جهان باز” تبدیل شده است . البته منظور از “جهان باز” این نیست که می توانید مثل بازی هایی چون GTA تا پایان بازی هرجایی خواستید بروید ، خیر اصلا اینگونه نیست . ولی در اوایل بازی یک سری ماموریت های فرعی و اصلی وجود دارد که می توانید به دلخواه خودتان آن ها را انجام دهید و در محیط شهر که “یونیِن” نام دارد پرسه بزنید و با هیولاها دست و پنجه نرم کنید . همانطور که گفتم این “جهان باز” بودن بازی همیشگی نیست و فقط تا وقتی به این شکل می گذرد که شما “استفانو” را از پا در میاورید. پس از آن کلا بازی روندش خطی می شود و دیگر”جهان باز” بودن در بازی دیده نمی شود .
همانند قسمت قبلی بخش ارتقا نیز وجود دارد که توسط پرستار”تاتیانا” _که همچنان هویت وی مجهول است _انجام می شود . سلاح ها قابل ارتقا هستند و می توانید در مکان های خاصی مهمات مورد نیاز را با مواد اولیه ای که از محیط بازی پیدا کرده اید بسازید که مشکل خاصی در آن وجود ندارد و عالی کار شده است .


گرافیک هنری بازی بسیار زیبا می باشد و جای هیچ حرفی را نمی گذارد . طراحی چهره ها بسیار عالی بوده و اصلا مصنوعی به نظر نمی رسند . تکسچر ها معرکه و نورپردازی در سطحی عالی قرار دارد. اما قضیه در گرافیک فنی کمی فرق دارد.
گرافیک فنی افتضاح است . درست است بازی از بهینه سازی خوب و مطلوبی بر روی PC و دیگر پلتفرم ها بهره می برد و از افت فریم خبری نیست ولی باگ های عجیب و غریب زیادی دارد . برای مثال در حال مبارزه با یک غول بی شاخ و دم عصبانی هستید که ناگهان غیب می شود . کجا رفت؟ چی شد؟ هیچی باید این قسمت را دوباره لود کنید و به بازی بپردازید. و یا ممکن است درون یکی از دشمنانتان گیر بی افتید. دوباره چی شد؟ چرا اینطوری شد؟ هیچی باید بازی را دوباره لود کنید.
هوش مصنوعی بازی که نباید دربارش حرف زد. هرچقدر نسخه قبلی هوش مصنوعی خوبی داشت این عنوان افتضاح عمل کرده است . دشمنان بازی تنهاتا فاصله معینی که جلویشان هست را می بینند و اگر شما کمی بیشتر از این فاصله قرار بگیرید دیگر شما را نمی بینند . البته همانقدر که کور هستند بشدت قدرت شنوایی قوی ای دارند و پیگیر صدا می شوند تا شما را گیر بی اندازند .

از جمله نقاط قوت بازی باید به موسیقی آن اشاره کرد. زیبا ، شگفت انگیز و عالی. در بعضی مواقع که بازی اکشن و هیجان انگیز می شود _مثل بازگشت به تیمارستان “بیکِن” و یا باس فایت آخر و صحنه های پایانی بازی _به قدری ضرب آهنگ تند و زیبا می شود که آدرنالین خونتان را دو برابر می کند و شگفت زده می شوید . صدای سلاح ها عالی بوده و کم و کاستی ندارد . صدا گذار شخصیت “سباستین کاستیانوس” به نظر می رسد که در کار خود جا افتاده است ، در این قسمت زیبا عمل کرده و پختگی و احساسات مورد نیاز برای بیان دیالوگ ها را دارا می باشد . همچنین باقی شخصیت ها نیز عالی صدا گذاری شده اند .

نتیجه گیری :
عنوان The Evil Within 2 و یا “شیطان درون ۲” یک اثر زیبا و قابل احترام است که با مشکلاتی که در زمینه داستان سرایی و بخش فنی دارد ، تجربه کردنش خالی از لطف نیست.
نمره از ۱۰ : ۸
تجربه شده بر روی PC

بازگشت به آغوش اهریمن |‌ نقد بازی The Evil Within 2
5 | 1 امتیاز
Processing your request, Please wait....

نظرات کاربران